دکتر حمید تاج دوزیان جانبازی ایستاده بر فراز قله های افتخار
کسب مدال نقره از نمایشگاه اختراعات، ابتکارات و ایدههای نو 2005 ژنو، کسب مدال طلای نمایشگاه ایدهها، اختراعات و نوآوریهای 2005 نورنبرگ آلمان و دریافت 16 لوح تقدیر از نهادها، شخصیتها و مراکز مختلف کشور، گوشه ای از فعالیت های این جانباز سرافراز است.
اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، دکتر حمید تاج دوزیان در سال 1344 در خانواده ای پر جمعیت در همدان متولد می شود . بعد از گرفتن دیپلم از طریق گردان ادوات تیپ انصار الحسین (ع) عازم جبهه های حق علیه باطل می شود. در عملیات کربلای 4 به عنوان دیده بان مشغول خدمت بود که ترکش آر پی جی دشمن او را مجروح می کند و به درجه والای جانبازی نائل می گردد. در سال 1365 در منطقه شلمچه اسیر می شود و در سال 1369به آغوش مام وطن باز می گردد. او در سال 70 ازدواج می کند که حاصل این زدواج یک فرزند دختر می باشد. او همسرش را زنی مومن متدین و همراه و مونس همیشگی معرفی کرده و از وی به عنوان کوه ایثار یاد می کند. حمید تاج دوزیان، با وجود جانبازیهایش و دوران سخت اسارتش هم اکنون یک نخبه حرفهای ایرانی است. از او تا به حال سه اختراع در حوزه پزشکی و تجهیزات پزشکی به ثبت رسیده است، کسب مدال نقره از نمایشگاه اختراعات، ابتکارات و ایدههای نو 2005 ژنو، کسب مدال طلای نمایشگاه ایدهها، اختراعات و نوآوریهای 2005 نورنبرگ آلمان و همچنین دریافت 16 لوح تقدیر از نهادها، شخصیتها و مراکز مختلف کشور و البته فعالیتهای هنری، رسانهای مختلف، گوشه ای از فعالیتهای اوست.دکتر تاج دوزیان به طبیعتگردی و ورزش هم علاقه ای وافر دارد و رشتههای کوهنوردی، اسبسواری و شنا را خوب بلد است و تاکنون به 29 قله و نقطه بکر ایران هم سفر کرده و یکی از صعودهایش ، قله آراگانس ارمنستان بود، با 4090 متر ارتفاع. آزاده گرانقدر دکتر حمید تاج دوزیان از دوران اسارتش این گونه یاد می کند: بچههای ما، در حالی که جسمشان اسیر دشمن بود، اما هیچوقت روحشان، در اختیار دشمن نبود. این را به گواهی سربازان و افسران عراقی میگویم و به گواهی بچههایی که آنجا بودند، به گواهی در و دیوار و زنجیر و سیم خاردار، به گواهی سنگریزههای کف حیاط که هر روز باید با کف دست پاک میکردیم و جمع میکردیم و فردا، دوباره حیاط پر بود از سنگریزه، به گواهی تازیانهها و ابزار شکنجه و به گواهی بچههایی که زیر شدیدترین شکنجهها، شهید میشدند. بچههایی بودند که خواستند و به هدف از پیش تعیینشدهشان، رسیدند. مثل شهید علیاکبر قاسمی، که موفقیت خودش را در شهادت می دید و تجلی سرخ یک اراده بود. که سرگذشتش هم دربعضی نشریات چاپ شد، وی با بدترین شکنجهها و به صورتی فجیع به شهادت رسید. اصلا موفقیتش و هدفش را در این تعیین کرده بود که آمده است به جنگ و جبهه، که دیگر تا پیروزی کامل برنگردد! موفقیت بچههای جنگ، از این جنس بود. ، واقعا به هدفی که داشتند، میرسیدند. واقعا روح این بچهها آنقدر بزرگ بود که محدودیت زمانی، مکانی و ابزاری را زیر پا میگذاشتند. سنگرهای بچههای ما، با گونی و خاک درست شده بود، اما سنگرهای دشمن، از بتن بودند. اصلا قابل قیاس نبودند. اما ما هشت سال با موفقیت، پایداری کردیم. چون هدفی والا و بزرگ داشتیم، که حفظ همین آب و خاک بود... دکتر می گوید: ما در اسارت، چیزی برای مشغول شدن نداشتیم، نه روزنامهای، نه رادیویی؟،نه ... ، چون در یک اردوگاه مخفی وثبت نام نشده بودیم. یکی از بچهها در این وضعیت، میگفت که اگر به من، یک قرآن بدهند و تا ابد هم اینجا نگهام دارند، میتوانم تحمل کنم. ما تا مدتها قرآن نداشتیم. کسانی را هم که قرآن را از حفظ بودند و به بقیه یاد میدادندشکنجه می کردند که البته بعد از مدتی، به هر آسایشگاه، یک قرآن دادند. بچههای جنگ ما، واقعاخیلی شیفته و عاشق و مهربان و تلطیف شده بودند. برخلاف اینکه با خمپاره و سلاح و ... کار میکردند، ولی وقتی به عبادت میایستادند، باید آنها را میدیدید که چقدر لطیف میشدند. وی در ادامه می گوید: جنگ اساساً نازیباست و کسی قبول نمیکند که جنگ، چیز خوبی است. اما وقتی پای بحث دفاع و حفظ یک ارزش و سرزمین وسط میآید، تبدیل به یک پدیده خوب میشود.او با وجود ایثار گری هایش در دوران اسارت و دفاع مقدسش می گوید من تنها وظیفه ام را انجام داده ام و وظیفه تمام شدنی نیست. دکتر حمید تاج دوزیان در خصوص ترویج ایثارو فرهنگ شهادت می گوید: کسی که در این راه رفته باید نسبت به حفظ حالتها و اخلاقش پایداری کند و آن حس و حالهای ناب و زیبا را از دست ندهد، اگر مسئولین درست عمل کنند، می توانند مروج فرهنگ ایثار و شهادت به معنای واقعی کلمه باشند کار در حوزه فرهنگی ایثار و شهادت در شبکه های اجتماعی و مخصوصا در رسانه ملی باید با ظرافت بسیار بالا و خاصی انجام گیرد که موجب دلزدگی مخاطب نگردد و باعث ایجاد انگیزه و علاقه نسبت به این فرهنگ گردد. زیرا نسل کنونی با توجه به فضای جدید و جامعه کنونی خیلی هوشمند و کنجکاو هستند. برای درک مسائل بسیار کنکاش می کنند و دیر باورند، اطلاعات ناقصی از جبهه و مدافعان کشورشان دارند متاسفانه می توان گفت این نسل کمتر از نسل جهاد و شهادت با خبر هسستند و ساز و کارههایی که این اشتیاق را در جوانان به وجود بیاورد کافی نبوده و بعضا ناکار آمد هستند. در واقع چگونگی ایجاد تشنگی و تمنا در نسل جدید نسبت به فرهنگ ایثارو شهادت موضوعی است تخصصی که کارشناسان واصحاب رسانه در خصوص آن باید دقت کافی را به خرج دهند.